شهید محمد حسین میرشکاری

http://up.cm30.ir/up/masafdevil/shabeke/Mazhabi23/812318476_1949.jpg

امام زمان

http://up.cm30.ir/up/masafdevil/shabeke/01958d039ca14efabe138d3b4dcb5c6c.jpg

خاطرهای ازمادرشهیدخرازی

http://up.cm30.ir/up/masafdevil/shabeke/Mazhabi11/1c9e23ea588f44ada026afcaa546e2ac.jpg

تو چه میدانی...

و تو چه میدانی

سه ساله بود که پدرش آسمانی شد.

دانشگاه که قبول شد همه گفتند"با سهمیه قبول شده" ولی هیچ وقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او

یاد بدهند که بنویسد "بابا" یک هفته در تب سوخت. 

حسن باقری

شهید ابراهیم هادی

خاکریز خاطرات(1)

محمدابراهیم همت

شهیدی که در تابوت لبخند زد ....


وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند. شب، شهید بزرگوار را در خواب دیدم که گفت: «می دانی چرا لبخند زدم؟...

 

 

ادامه نوشته

مسن ترین شهیدمازندران

شهید حاج عبدالحسین کارگر متولد1288             فرزندمحمدحسن ساری-دارابکلا

شهادت:1366/2/1                                          مکان شهادت:ارتفاعات ماهوت

درسن88سالگی به مقام رفیع شهادت نایل شد

 

داستان خواستگاری شهید کاوه

همسر شهید محمود کاوه در خاطراتش می‌گوید: خطبه عقد را امام برایمان خواند. آقای آشتیانی رفت نزدیک امام و گفت: دامادمان آقای کاوه ست. محمود کاوه. می شناسیدشان که؟ امام نگاهش کرد و لبخند زد، سرش را گرفت طرف آسمان، چیزی زیر لب زمزمه کرد که به دعا می‌مانست

ادامه نوشته

روزگار يك فرمانده

او با كاميوني كه از دشمن به غنيمت گرفته بود، خود را به بيمارستان رساند و بستري شد؛ اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ هاي نامنظم رفت. باز هم در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ هنگام معرفي و توجيه فرمانده جديد محور دهلاويه به جاي «ايرج رستمي»، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت تركش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحيه سر زخمي شد.

 

ادامه نوشته

شهید شاهرخ ضرغام که بود؟چه کرد؟

نام : شاهرخ ضرغام Final-1

نام پدر : صدرالدين

تاریخ تولد : ۱۳۲۸

محل تولد : تهران

تاریخ شهادت : هفدهم آذرماه 1359

محل شهادت : آبادان

 

 

اينها مشخصات شناسنامه اي اوست. کسي که در سي و يک سال عمر خود زندگي عجيبي را رقم زد. از همان دوران کودکي با آن جثه درشت و قوي خود، نشان داد که خلق و خوي پهلوانان را دارد .

شاهرخ هيچگاه زير بار حرف زور و ناحق نمي رفت. دشمن ظالم و يار مظلوم بود. دوازده سالگي طعم تلخ يتيمي را چشيد. از آن پس با سختي روزگار را سپري کرد .

در جواني به سراغ کشتي رفت. سنگين وزن کشتي مي گرفت. چه خوب پله هاي ترقي را يکي پس از ديگري طي مي کرد. قهرمان جوانان، نايب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردوي تيم ملي کشتي فرنگي. همراهي تيم المپيک ايران و...

اما اينها همه ماجرا نبود. قدرت بدني، شجاعت، نبود راهنما، رفقاي نا اهل و ...

همه دست به دست هم داد. انساني بوجود آمد که کسي جلودارش نبود هرشب کاباره، دعوا، چاقوکشي و ...

 

ادامه نوشته

قوانین سید مجتبی علمدار

قانون اول

خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم

تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹

قانون دوم

پروردگارا اعتراف می کنم از این که نمازم را به معنا نخواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم .حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت را بخوانم .

تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹

قانون سوم

خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم.

تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹

قانون چهارم

خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم .

تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹

قانون پنجم

خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره الرحمن را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲ حزب قران بخوانم.

تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹

 

قانون ششم

حداقل باید در آخریم رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم.

تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹

قانون هفتم

حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود.

تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹

قانون هشتم

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر دلیل نتوانستم این عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ ریال صدقه بپردازم.

تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹

قانون نهم

در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد باید ۱۵ مسئله را بخوانم.

تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰

قانون دهم

در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا (س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم.

تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰

امیدوارم من نیز بتوانم این قوانین را در سال جدید جزء قوانین زندگیم به کار ببرم...

 

شهید محمد منتظر قائم

 

به خبرهای زیر توجه کنید:

فلان بازیکن دارای ماشین فلان است و ....

فلان بازیگر از شوهر چندم خود طلاق گرفته است و ....

فلان وسیله تزیینی کاهش قیمت داشته است و ...

فلان ...

فلان ...

اما آیا این خبر را شنیده اید؟

ادامه نوشته

سرلشکر شهید خلبان علی اکبر شیرودی

به یاد تیز پروازان هوانیروز نیروی زمینی ارتش

 

در دي ماه سال 1334 در قريه «بالا شيرود» واقع در حومه تنكابن نوزادي متولد شد كه او را علي اكبر ناميدند. او كودكي را در زير سايه پرمهر و زحمتكش پدر كشاورز خويش گذراند و علوم و قرآن را از او آموخت. علي‌اكبر تا سال سوم دبيرستان در مدرسه روستاي مجاور تحصيل نمود و سپس عازم تهران شد. شيرودي با اتمام تحصيلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طي دوره مقدماتي خلباني و دوره خلباني هلي‌كوپتر كبرا با درجه «ستوانياري» فارغ‌التحصيل گشت. در رژيم منحوس پهلوي صبر و انتظار پيشه كرد. زمانيكه راهپيمائي مردم در خيابان‌ها شروع شد وي از اولين ارتشياني بود كه به صفوف مردم پيوست و به فرمان امام پادگان را ترك كرد و اقدام به تشكيل گروه چريكي نمود. علي‌اكبر در تشكيل كميته استقبال از امام در كرمانشاه نقش مهمي را ايفا نمود و سرپرست گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت. شيرودي پس ازا نقلاب از بنيان‌گزاران كميته در كرمانشاه بود و همكاري بسياري با سپاه پاسداران داشت و با شروع جنگ تحميلي ساعتي از جبهه فاصله نگرفت 40 بار سانحه ديد و 300 بار هلي‌كوپترش مورد اصابت گلوله قرار گرفت او با دارابودن بالاترين سرعت

ادامه نوشته

نابغه ای که مسیر جنگ را متحول کرد

غلامحسین افشردی ،شهید بزرگواری که همه آن را با نام حسن باقری می شناسیم و از او به عنوان نخبه جنگ یاد می شود. دانشجوی 25 ساله ای که در باور هیچ کس نمی گنجید،با تاسیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحدی که بعدها نبض دفاع مقدس هشت ساله مردم ایران را به دست گرفت، مسیر جنگ را عوض کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا ، غلامحسین افشردی ،شهید بزرگواری که همه آن را با نام حسن باقری می شناسیم و از او به عنوان نخبه جنگ یاد می شود. دانشجوی 25 ساله ای که در باور هیچ کس نمی گنجید،با تاسیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحدی که بعدها نبض دفاع مقدس هشت ساله مردم ایران را به دست گرفت، مسیر جنگ را عوض کند.

شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) در 25 اسفند 1334 مصادف با سالروز میلاد امام حسین(ع) در تهران بدنیا آمد. وی پس از گذراندن دوران دبستان در دبیرستان «مروی» ادامه تحصیل داد و با اخذ دیپلم در سال 54 در دانشگاه ارومیه در رشته دامپروری پذیرفته شد اما پس از چندی به دلیل فعالیت های مذهبی و مبارزاتی از دانشگاه اخراج شده و در سال 56 به خدمت سربازی اعزام می شود و سرانجام با فرمان حضرت امام(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، سربازی را ترک می کند.

وی که با پیروزی انقلاب اسلامی وارد فعالیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی از جمله خبرنگاری می شود در سال 59 با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های جنوب شده و در بدو ورود به اهواز «واحد اطلاعات عملیات رزمی» را برای دستیابی دقیق از موقعیت دشمن راه اندازی می کند که این آغازی برای راه اندازی این واحد در ستاد عملیات جنوب می شود.

راهبرد شهید باقری مبنی بر ورود نیروهای مردمی به صحنه جنگ و ادغام ارتش و این نیروها در اولین عملیات بزرگ ایران معجزه کرد.ارتش عراق که تا آن روز چهار عملیات ایران را دفع کرده بود و غیر قابل شکست نشان می داد، در این عملیات کیلومترها از خاک ایران عقب نشینی کرد.

در عملیات بعدی که طریق القدس نام داشت، ایران با استفاده از این راهبرد،شکست سختی به ارتش عراق وارد کرد.در این عملیات فقط 15000 افسر و سرباز عراقی به اسارت ایران در آمدند.

وقتی در نهم اردیبهشت سال 1361 شمسی فرماندهان جنگ 40 هزار نیروی جنگی را برای بازستانی خرمشهر از عراق آماده رزم کردند، صاحب نظران نظامی دنیا هیچگاه فکر نمی کردند با مدیریت و فرماندهی ایرانی، این عملیات بزرگ با موفقیت به پایان برسد.

راهبرد شهید باقری در این عملیات به اوج خود رسید و ایران با قدرت نمایی خیره کننده در طول یک نبرد 23 روزه، خرمشهر را از عراق بازپس گرفت، 16000 از نیروهای دشمن را کشت و 19000 نفر را اسیر کرد.

حالا حسن باقری یا حسن افشردی با ارائه ایده های راه گشا و طراحی عملیات ماهرانه و... به عنوان معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شده بود. او در زمستان سال 1361 وقتی در جبهه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده سازی عملیات بعدی بود، در سنگر دیده بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقی ها قرار گرفت و شهید شد. او درآن روز 27 سال داشت و جمله معروفی که از او به یادگار مانده است، این است (( باید به خود جرات داد، ما می توانیم))

ویژگی های شهید از زبان مادرش

مادر شهید می گوید:
دنیا آمدن ایشان که خداوند مثل اینکه برای خودش انتخاب کرده بود که مصادف بشود با سوم شعبان روز تولد امام حسین (ع) و بعد در همان خط پیش برود. در نهاد ایشان عشق به ائمه طاهرین (ع)، انبیا و اولیا (س) نهاده شه بود ایشان از همان نوجوانی، کودکی، عاشق جلسات مذهبی، قرآن، حدیث، اخبار، روایات و هیدت و مسجد و نماز جماعت بودند.

همانطور که سنش بالا می‌آمد نماز اول قوت، اهمیت به نماز اول وقت به‌طوری که وقتی ایشان را من بیدار می‌کردم بطوری ایشان از جای می‌جست که بعضاَ من ناراحت می‌شدم. فکر می‌کردم ایشان را بد صدا کرده‌ام که این‌طور برای نماز شتابزده بلند می شود بعد دیدم نه از آن علاقه و ایمانی که به نماز دارد اینطور می‌شتابد برای نماز. هرجا صداری اذان می‌شنید، دیگر طاقت از دست می‌داد. دائم‌الوضو بودن ایشان و بی‌اعتنا بودن ایشان به دنیا زا خصوصیات ایشان بود. البته این را باید عرض کنم تمام شهیدان وقتی پای صحبت هر مادری بنشینی،‌ همین صحبت‌ها هست، واقعاً شهدا همه‌شان برگزیده هستند.

خداوند اینها را برای خودش انتخاب کرده ولی خوب، حسب‌الامر، این حقیر باید چند نکته‌ای را یادآور می‌شدم اینکه دائم‌الوضو بودن ایشان و ایمانی که به اهل بیت (ع) داشتند بالاخص امام حسین (ع) و امام زمان (ع) و بعد خصوصیات دیگر ایشان. علاقه به پدر، ماد، اقوام و احترام خاصی که به پدر و ماد، علما و بزرگان داشتند. هر موقع ایشان می‌آمد دست پدر را می‌بوسید و می‌خواست برود دست پدر را می‌بوسید، بی‌اعتنایی به دنیای ایشان نه به این صورت که واقعاً دنیا را دوست نداشته باشد، خوبیهای دنیا را دوست نداشته باشد، نه، دوست داشت. خداوند دنیا را خلق کرده برای بندگانش ولی اسیر دنیا نبود. نمی‌خواست هم اسیر دنیا بشود، ولی خوب و تمیز زندگی می‌کرد. خوب زندگی می‌کرد. برای خانواده‌اش زندگی راحتی آماده می‌کرد.

علاقه به ولی فقیه، واقعاً ایشان مرید واقعی بود، به طوری که ایشان وقتی اولین فرزندش یعنی تنها فرزندش می‌خواهد به دنیا بیاید، ایشان چون جلسه خصوصی و گزارش منطقه را به حضور امام رحمه الله علیه داشتند، رها می کنند و به تهران می‌آیند. وقتی این حقیر سؤال کردم شما چطور رها کردید در حالی که همسرت آن حال را داشت. ایشان به من گفت فرزند را خدا داده خودش هم حفظ می‌کند من کاره‌ای نیستم.

بخشی از وصیت نامه شهید

... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان ...

... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم و در را بطه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...

... در این موقعیت زمانی ومکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هرلحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده هرگونه فداکاری بکند ...

... در چنین میدان سویع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم ...

در مورد درآمدها، چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده‌ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ..د ر صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید.

درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)

جائی که خدا دارد ماسک چه کار؟

دستنوشته های تکان دهنده شهید شیمیایی «نعمت الله ملیحی» در هنگام شهادت + خاطره

shahid malihi.jpg

چی شده نعمت، تو كه هميشه می ‌گفتی با خدا باش؟! با صدای گرفته ‌گفت: «من همشو خوردم»...گاز شيميايی را می ‌گفت. حالتی شده بود كه درعمل دم، نايژک های ريه تاول می ‌زد و در بازدم تاولها پاره می ‌شد. همه در حال رفتن بودند. بعضی ها ماندند و رانده شدند وعده‌ای رفتند و خوانده شدند.

ادامه نوشته

قهرمان گمنام جنگ !

تاپ گان ارتش ایران :
قهرمان گمنام جنگ ! امیر تیمسار سرتیپ دوم خلبان منوچهر محققی

رکورد دار جهانی ۱۸۲ پرواز برون مرزی !! تکرار می کنم دارای رکورد جهانی ۱۸۲ پرواز برون مرزی (Special Mission ) و با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با فانتوم F 4 رکودر دار پرواز در ایران و خاورمیانه ، به علت پرواز های فراوان عملیاتی در دوران جنگ عراق دچار انحراف ستون فقرات شده و از اواسط سال 1387 در بستر بیماری به سر می برند.

تاپ گان ارتش ایران امیر تیمسار سرتیپ دوم خلبان منوچهر محققی فرمانده دسته ۴۰ فروندی پرواز در عملیات ۱۴۰ فروندی کمان ۹۹ در روز یکم مهرماه سال 1359 ( کمتر از 15 ساعت از آغاز حمله هوایی دشمن تازی ) از پایگاه بوشهر بودند که در این عملیات بی نظیر تاریخی با پشتیبانی عقاب های تیز پرواز شکاری اف 14 تامکت پایگاه های شکاری همدان ؛ تبریز و تهران اصفهان و شیراز ، نیروی هوایی عراق عملا در یک مرحله نابود شد !!

منوچهر محققی ..... امیر تیمسار منوچهر محققی اخلاق منحصر به فردی داشت، شلیک توپ ضد هوایی به فانتومش را کسر شأن خود میدانست و جواب آن را متقابلا با شیرجه و شلیک توپ دماغه فانتوم میداد،

روزی که به همراه جاویدان ؛ عباس دوران به عملیات برون مرزی رفته بود در راه باز گشت از دسته پروازی جدا شد و با تغییر مسیر تیربار ضد هوایی را که در مسیر رفت به طرفش شلیک کرده بود منهدم کرد، رفتارهای قدرناشناسانه با وی منوچهر را در سالهای پس از جنگ گوشه گیر کرد، ایشان هم اینک از آسیبهای جدی به ستون فقرات به علت کثرت پروازهای جنگی رنج میبرد !

ایشان در آخرین روزهای جنگ در وصف دوران خدمت خود به همرزمان تیز پرواز خود فرمودند : بچه ها اینقدر Low Level بروی خلیج فارس پرواز کردم که فکر کنم همه ماهیهای خلیج فارس کباب شدند !!

از تيمسار سرتیپ دوم خلبان منوچهر محققي اين اسوه مقاومت و شجاعت به حق ميتوان بعنوان يكي از بزرگ مردان دلاور جنگ هشت ساله عراق و ايران نام برد.

شايد سالهاي سال طول بكشد تا نيروي هوائي ايران دو باره بتواند چنين دلاور قهرماني چون منوچهر محققی .... امیر تیمسار سرتیپ دوم خلبان منوچهر محققی !! را در صف جنگ آوران خود در دفاع از اين سرزمين پيدا نمايد.

گمان است پایبندی این بزرگوران چون دلاور دیگر سرافراز ببر آسمان " علی اقبالی دوگاهه " یا حتی ققنوس تیز پرواز ایران جاویدان عباس دوران ، بر کیان و هویت ملی و ایرانیشان تنها دلیل بی مهری توتالیتر ایدئلوژیک در ایران باشد !!

عمرش طولاني و عزتش زياد باد...

می ترسم، تشییع جنازه ام شلوغ شود

خاطره ای خواندنی از سرلشکر شهید طوسی به زبان سردار کمیل

 

 

 

توصیفی از احوال شهدای اطلاعات و عمليات می كرد و هر چند لحظه یکبار، آهی از سر فراغ و جدایی می كشيدو به قول ما مازندرانی هانوازش می دادیا اینکه برای شانمویه خوانیمی کرد.

ادامه نوشته

مجتبی علمدار

 

مجتبی علمدار شهید سید مجتبی علمدار 10 دی 1345 به دنیا اومد. سالها تو جبهه ها برا من و تو جنگید. شیمیایی شد ولی با اینکه به سختی نفس میکشید همیشه روضه مادرمون حضرت زهرارو میخوند. بین دوستان بارها میگفت 30سال بیشتر زندگی نمیکنم همین اتفاقم افتاد دقیقا روز تولد سی سالگیش بود که به آرزوش رسید و در حالیکه مثل مادرش زهرا از ناحیه پهلو دچار خونریزی شده بود به شهادت رسید.