اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

براي مقابله با جنگ نرم، نخست بايد ويژگي‌هاي اين نوع جنگ را آناليز كرده و خوب بشناسيم و بدانيم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هايي دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار مي‌گيرد، جان انسان‌ها، تجهيزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در اين مواقع با استفاده از همين مسائلي كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومي عليه دشمن فعال مي‌شود، در حالي كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار مي‌گيرد، افكار عمومي است.

براي دستيابي به اين هدف، بايد بيش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهيم و افكار عمومي داخلي و جهاني را نسبت به دروغ‌پردازي رسانه‌هاي خارجي، آگاه كنيم.

اين دو مهم فقط با تقويت رسانه‌هاي خودي و تلاش براي بين‌المللي كردن اين رسانه‌ها، ميسر است. ديپلماسي رسانه‌اي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مي‌يابد؛ يكي مديريت رسانه‌ها توسط سازمان‌هاي ديپلماتيك رسمي كشور و ديگري به صورت خودجوش و در راستاي سياست‌هاي كلان كشورها.

هر ملتي و كشوري داراي منابع قدرت نرم است كه شناسايي و تقويت و سازماندهي آن ها مي تواند براساس يك طرح جامع تبديل به يك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ايران را مي توانيم «ايدئولوژي اسلامي»، «قدرت نفوذ رهبري»، «حماسه‏آفريني‏ها» و «درجه بالاي وفاداري ملت به حكومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعاليت‏هاي فرهنگي.

2. افزايش محصولات فرهنگي تأثيرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از ديپلماسي عمومي.

5. استفاده از راهبردهاي ويژه در مورد اقوام و اقليت‏ها: اقليت‏هاي جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابري، مستعد مخالفت‏ورزي عليه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه اي يكي از ميدان هاي فعاليت خود را در كشورهايي كه داراي تنوع قوميت هاست، قرار مي دهند. اما زماني كه نظام مستقر با انجام راهبردهاي مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه هاي لازم در قالب طرح هاي توسعه همه جانبه خصوصا طرح هاي اشتغال زا و به كارگيري مديريت هاي توانمند در اين مناطق و با روحيه جهادي و بسيجي مشغول خدمت به مردم شدند، مي توانند آن احساس را كم كنند يا از ميان بردارند.

6. عمليات رواني متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبايستي منفعلانه عمل كرد. عاملان تهديد نرم از انواع تبليغات، فنون مجاب سازي روش هاي نفوذ اجتماعي و عمليات رواني به منزله روش هاي تغيير نگرش ها، باورها و ارزش هاي جامعه هدف استفاده مي كنند. انجام تبليغات هوشمندانه، سريع با قدرت منطق و انديشه و احاطه ذهني بر مخاطبان جنگ نرم مي تواند يكي از روش‏هاي مقابله باشد.

7. آگاهی‏بخشی عمومی.

تاکتیک های جنگ نرم

 

- برچسب زدن: بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند

2- تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.

3- انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4. تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.

5- شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد.

6- كلي‏گويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي‏شوند.

7- دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

8- پاره حقيقت‏گويي: گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد.

9- انسانيت‏زدايي و اهريمن‏سازي: يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت‏زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.

10- ارائه پيشگويي‏هاي فاجعه‏آميز: در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي‏گويي، پاره حقيقت‏گويي، اهريمن‏سازي و ...) به ارائه پيشگويي‏هاي مصيبت‏بار مي‏پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.

11- قطره‏چكاني: در تاكتيك قطره‏چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.

12- حذف و سانسور: در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.

13- جاذبه هاي جنسي: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهاي اروتيكال از تاكتيك‏هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي‏گيرند.

14- ماساژ پيام: در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.

15- ايجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصيت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي‏توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت‏زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامي نیز با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.

17- تكرار: براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ايجاد رعب: در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.

19- مبالغه: مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند. غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد. متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند

اهداف جنگ نرم

- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام.

3- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني.

4- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور.

5- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور.

6- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي.

8- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف.

9- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند.

11- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

 
۱- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد؛

2- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد؛

3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است؛

4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.

5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است؛

7- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دموكراسي تلقي مي‌شود.

جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.

جنگ نرم چیست؟

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

سرلشکر شهید خلبان علی اکبر شیرودی

به یاد تیز پروازان هوانیروز نیروی زمینی ارتش

 

در دي ماه سال 1334 در قريه «بالا شيرود» واقع در حومه تنكابن نوزادي متولد شد كه او را علي اكبر ناميدند. او كودكي را در زير سايه پرمهر و زحمتكش پدر كشاورز خويش گذراند و علوم و قرآن را از او آموخت. علي‌اكبر تا سال سوم دبيرستان در مدرسه روستاي مجاور تحصيل نمود و سپس عازم تهران شد. شيرودي با اتمام تحصيلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طي دوره مقدماتي خلباني و دوره خلباني هلي‌كوپتر كبرا با درجه «ستوانياري» فارغ‌التحصيل گشت. در رژيم منحوس پهلوي صبر و انتظار پيشه كرد. زمانيكه راهپيمائي مردم در خيابان‌ها شروع شد وي از اولين ارتشياني بود كه به صفوف مردم پيوست و به فرمان امام پادگان را ترك كرد و اقدام به تشكيل گروه چريكي نمود. علي‌اكبر در تشكيل كميته استقبال از امام در كرمانشاه نقش مهمي را ايفا نمود و سرپرست گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت. شيرودي پس ازا نقلاب از بنيان‌گزاران كميته در كرمانشاه بود و همكاري بسياري با سپاه پاسداران داشت و با شروع جنگ تحميلي ساعتي از جبهه فاصله نگرفت 40 بار سانحه ديد و 300 بار هلي‌كوپترش مورد اصابت گلوله قرار گرفت او با دارابودن بالاترين سرعت

ادامه نوشته

گوني كمپوت هايي كه كيسه خواب شد

اولين روزهاي عمليات ثامن الائمه(ع) بود. عمليات سه محور داشت كه يكي از اين محورها، پل حفار شرقي نام داشت و نقطه الحاق ساير محورهاي عملياتي هم بود. در اين منطقه بايد پيشروي عراقي ها از كارون پس زده مي شد و آنها را كه از كارون گذشته بودند و تا جاده اهواز - ماهشهر رسيده بودند به پشت كارون مي فرستاديم و با الحاق نيروها در منطقه حفار شرقي، پشت عراقي ها را كامل مي بستيم و آنها كامل به آن طرف كارون ريخته مي شدند.

 

دکل دیدبانی

وقتى به منطقه رسیدیم فرمانده رو به من کرد و گفت: حالا که براى آخرین بار اینجا هستید به بالاى دکل دیده بانى برو. من هم بلافاصله و بدون سید با یک قایقران به سمت دکل دیده بانى حرکت کردم دکل ۳۰ دقیقه با مقر فاصله داشت بعد از عبور از آبراه هاى پر پیچ و خم بین نیزارها به دکل رسیدیم.
دکل دیده بانى در دید مستقیم دشمن قرار داشت. من در طبقه دوم دکل مستقر شدم و در کنار من ۴ نفر دیگر از گردان توپخانه و سایر گردان ها حضور داشتند.
آنچه که برایم خیلى غیر عادى بود این بود که علاوه بر سکوت منطقه، هیچ گلوله اى شلیک نمى شد جابه جایى نیروهاى عراقى نسبت به روزهاى قبل بسیار محدود شده بود.
سکوتى سنگین فضاى منطقه را پر کرده بود و تنها حرکت قابل لمس رفت و آمد بادهاى جست و جو گرى بود در این لحظه ها با توجه به دغدغه اى که داشتم به سایر بچه ها گفتم که بیایید و شما هم با دوربین نگاه کنید آنها هم با دقت نظر تمام وضعیت منطقه را مشکوک دیدند و با من هم راى شدند.
همین طور که با دوربین به موضع عراقى ها نگاه مى کردم متوجه استقرار یک قبضه توپ ۱۰۶ شدم که بعد از نشانه روى ناگهان شلیک کرد و به طور مرتب به یک دکل خالى دیده بانى که در سمت راست ما قرار داشت تیراندازى مى نمود.
با دیدن این وضعیت از دیده بان توپخانه خواستیم تا در صورت امکان گرا و مکان قبضه ۱۰۶ را به توپخانه اعلام کند آنها هم گراى لازم را به توپخانه دادند و خودم با دوربین همه چیز را زیر نظر داشتم و مى دیدم وقتى که گلوله هاى خودى در اطراف توپ ۱۰۶ منفجر مى شدند عراقى ها با ترس و سر درگمى فرار کرده به سنگرها مى روند و دوباره بر مى گردند و به شلیک خود ادامه مى دهند.
دکل ما از سرو صداى بچه ها پر شده بود آنها مى گفتند: زود باشید بزنیدش تا سراغ ما نیامده بزنیدش. در لابلاى سر و صداى بچه ها گلوله ۱۰۶ عراقى ها به دکل سمت راست ما اصابت کرد و آن را منهدم نمود. تانک ها و سایر ادوات زرهى نیز در آنجا مستقر شده اند و دارند به سمت ما نشانه روى مى کنند اولین گلوله که شلیک شد با سرعت هر چه تمام تر از بین میله هاى دکل دید ه بانى ما عبور کرد.
فضاى دکل را اضطراب فرا گرفت علاوه بر انفجار گلوله هاى توپ زمانى در بالاى سر ما گلوله هاى خمپاره و توپخانه نیز در پایین دکل اصابت مى کرد گلوله ها از کنار ما عبور مى کرد و هیچ راه فرارى نبود چرا که در زیر پاى ما آب و نیزار بود.
حجم آتش عراقى ها آن چنان بود که در دلمان فقط خدا را مى خواندیم و چاره اى جز ماندن نداشتیم. در این هنگام یکى از پایه هاى دکل مورد اصابت قرار گرفت و مرتب به این سمت و آن سمت مى رفت و به شدت تکان مى خورد.
زمان مى گذشت و بچه ها همچنان مشغول مناجات بودند که قسمت بالاى دکل به وسیله گلوله توپ دشمن مورد هدف قرار گرفت عده اى از بچه ها شهید و زخمى شدند. نمى دانستیم زخمى ها را کجا ببریم در همین فکرها بودیم که انفجارى دیگر پایین دکل را لرزاند صداى الله اکبر و شهادتین بچه هایى که به شدت زخمى شده بودند حال و هواى غریبى را به وجود آورده بود. بچه هایى که زنده مانده بودند، زخمى ها را با چفیه به کمر مى بستند و در میان آتش مداوم دشمن از دکل پایین مى رفتند.
به لطف خدا قایقى که از کنار ما مى گذشت ایستاد و زخمى ها و سایر بچه هارا سوار کرد و همگى از معرکه خارج شدند. حالا من بودم و تنهایى و دکلى در حال انهدام که نزدیک بود هر لحظه نقش بر زمین شود در نهایت با آنکه زخمى شده بودم به آرامى از دکل پایین آمدم و مدتى را در زیر آتش سنگین عراقى ها به انتظار نشستم تا اینکه قایق دیگرى آمد و من نیز به مقرمان بازگشتم.
تنظیم: وحید صابرى

ویژه نامه سروقامتان

نام گمنامی

دید در معرض تهدید دل و دنیش را
رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر
چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را
رفت و یک قاصدک سوخته تنها آورد
مشت خاکستری از حادثه مینش را
استخوان های نحیفی که گواهی می داد
سن و سال کم از بیست به پایینش را
ماند سردرگم و حیران که بگیرد خورشید
زیر پابوس سبک یا غم سنگیش را
بود ناچیز تر از آن که فقط جمجمه ای
کند آرام دل مادر غمگینش را
باز هم خنده به لب داشت کدر کرد و کبود
تلخی غربت در چهره شیرینش را
شب آخر پس از اتمام مناجات انگار
گفته بود از همه مشتاق تر آمینش را
ماجرای تو خدا خواست کند تازه عزیز
قصه یوسف و پیراهن خونینش را
کفن پاک تو سجاده پلاکت تسبیح
ابتدا بوسه ثواب است کدامینش را

 

برآورد خسارات مادی ایران در جنگ هشت ساله چه میزان است ؟

در طول جنگ ایران و عراق ، در نتیجه حملات هوایی ، زمینی و دریایی ارتش عراق به شهرها و مراکز نظامی ، اقتصادی و خدماتی ایران ، کشورمان متحمل خسارات فراوان مادی – علاوه بر خسارات غیر مادی – شد . طوری که بسیاری از شهرهای اشغالی ایران از جمله خرمشهر ، نفت شهر ؛ مهران ، موسیان ، بستان ، قصر شیرین ، سوسنگرد ، دهلران ، نوسود و هویزه به کلی تخریب و یا غیر قابل سکونت شدند . همچنین بسیاری از شهرهای ایران که به منطقه جنگی نزدیک بودند از جمله آبان ، دزفول ، اندیمشک ، شوش ، پاوه ، ایلام ، سردشت ، پیرانشهر ، مریوان ، مهاباد و بانه بالای 20 در صد تخریب شدند .

 

تعداد اسرای این و عراق در جنگ چقدر بوده است ؟

طبق آماری که ستاد رسیدگی به امور آزادگان در سال 1379 ارائه داده ، تعداد اسیران ایرانی در جنگ در مجموع 4.863 نفر اعلام شده است .

در مورد تعداد اسرای ایرانی نقل قول زیاد است ، برای مثال سرلشکر "وفیق السمرائی" از افسران عراقی بیان میکند که ایران 70 هزار اسیر از ما گرفته ولی دولت جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام کرده است که از سال 1360 به بعد ، ایران 59.830 اسیر عراقی را آزاد کرده است ، حدود 9.000 اسیر عراقی نیز از ایران پناهندگی گرفته اند که 7.307 نفر از آنان به صلیب سرخ نیز مراجعه و رسما اعلام کردند که تمایلی به بازگشت به عراق ندارند . مجموع اسیران آزاد شده و آنهایی که از ایران پناهندگی گرفتند برابر 68.830 نفر خواهند شد که به آمار السامرائی نزدیک است . از سوی دیگر ، دولت بعث عراق آمار ایران را در این باره قبول نداشت و ادعا میکرد که 29 هزار اسیر عراقی در ایران وجود دارد .

 

چرا جنگ ایران و عراق طولانی شد و به مدت هشت سال ادامه پیدا کرد ؟

اگر جنگ را کاربرد ابزار نظامی برای رسیدن به خواسته های طرف های درگیر تعریف کنیم ، باید بگوییم که علت طولانی شدن جنگ ایران و عراق و تداوم هشت اله آ« ، عدم رضایت طرف های درگیر و کشورهای ذی نفع از وضعیت موجود و تلاش برای تغییر وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب از راه نظامی بوده است . برای توضیح مسئله آن را از سه بعد بررسی میکنیم :

1- تداوم خواسته های تجاوزکارانه عراق

2- تلاش ایران برای دستیابی به خواسته های مشروعش

3- عامل نظام بین الملل و تداوم جنگ

 

شعارهای جنگ تا چه حددر عمل تحقق یافت ؟

درباره میزان تخقق شعارهای دوران جنگ ، باید نسبی نگری کرد نه مطلق نگری . اینکه درباره شعار " جنگ جنگ تا پیروزی" بگوییم صد در صد تحقق یافت یا اصلا تحقق نیافت ! قضاوتی صحیح نیست و باید برای تعیین میزان تحقق این شعار ، ابتدا مفهوم پیروزی را مشخص کرد . آیا پیروزی یعنی آنکه حکومت صدام را سرنگون می کردیم و خاک عراق را به تصرف در آوردن و حکومت اسلامی در آنجا بر قرار میکردیم ؟! اگر این مفهوم پیروزی در شعار فوق مد نظر بوده ، باید گفت که ما پیروز نشدیم . اما اگر مفهوم پیروزی احقاق حق و ایستادگی در مقابل تجاوز دشمن و دفاع از تمامیت ارضی ایران باشد ، در چنین مفهومی ما در جنگ پیروز بوده ایم و لذا در تحقق شعارهای جنگ بایستی به طور نسبی آنها را در نظر گرفت .

اکثر شعارهای جنگ چون آرمانی و سمبولیک هستند ، لذا طرح انها به مفهوم محقق شدن صد در صد آنها در عمل نیست چرا که همواره میان آرمان ها تا واقعیات عینی ، فاصله وجود دارد ؛ اما طرح آنها و ایستادن بر آن شعارها به منزله مشخص کردن مسیر حرکت است . چرا که اکثر آن شعارها برخاسته از مکتب اسلام و روایات و کلام حضرت امام خمینی (ره) بود ، که طرح آنها ، مسیر آرمانی انقلاب اسلامی و سرزمین مقدس ایران را ترسیم می نمود .