فرشته عذاب
عبدالرحمن يكي از نگهبان هاي عراقي بود كه رفتار بسيار عجيبش آزادگان را به شگفت آورده بود به او مي گفتيم: چرا به وضع غذايي ما رسيدگي نمي كنيد؟ پاسخ مي داد: ما به اندازه اي به شما غذا مي دهيم كه در حد اسكلت باقي بمانيد و بتوانيد فقط راه برويد، چون اگر شما ايراني ها سالم باشيد و به شما رسيدگي بشود از همين پنكه هاي سقفي هلي كوپتر مي سازيد و از اينجا فرار مي كنيد! موقع غروب كه مي شد همين عبدالرحمن شكنجه گر يك دشداشه سفيد مي پوشيد و سجاده اي هم پهن مي كرد و مشغول نماز مي شد. نمازش را زيبا مي خواند خيلي هم طول مي داد. يك بار بعدازظهر به اوگفتيم: آخر ما نماز خواندن تو را قبول كنيم يا شكنجه كردنت را؟! بلافاصله گفت: من مامور خدا روي زمين هستم تا شما را شكنجه كنم! يكي ديگر از عادات او اين بود كه پس از شكنجه برادر آزاده اي كه به دست او اسير بود وقتي خسته مي شد مي نشست دو تا سيگار روشن مي كرد يكي را به كسي كه شكنجه شده بود مي داد و يكي را هم خودش مي كشيد! همين خصوصيات ضد و نقيض و عجيب و غريب وي موجب شده بود تا او را «فرشته عذاب» بناميم! (آزاده محسن غيور)
مقام معظم رهبری:دفاع جزئی از هویت یک ملت زنده است.هر ملتی که نتواند از خود دفاع بکند زنده نیست. هر ملتی هم که به فکر دفاع از خود نباشد و خود را آماده نکند در واقع زنده نیست. هر ملتی هم که اهمیت دفاع را درک نکند به یک معنا زنده نیست.